گفتار سوم

۱- تعريف گونه از ديدگاه ارنست ماير ، تنها براى جاندارانى كاربرد دارد كه توليدمثل جنسى دارند ؛ چرا كه شرط قرارگيرى در يك گونه ، آميزش موفقيت‌آميز در آن است.

۲- منظور از جدايى توليدمثلى ، عواملى است كه مانع آميزش بعضى از افراد يك گونه با بعضى ديگر از افراد همان گونه می‌شوند.

۳- در فرايند گونه‌زايى ، اگر جمعيتى كه از جمعيت اصلى جدا شده است كوچك باشد ، آنوقت اثر رانش ژن را نيز بايد در نظر گرفت كه خود بر ميزان تفاوت بين دو جمعيت مى‌افزايد.

۴- در گونه‌زايى دگرميهنى هر چه تحرک جانداران بيشتر باشد ، سد جغرافيايى نيز بايد بزرگتر باشد.

۵- در صورت جدا نشدن کروموزوم‌ها در میوز ۱ همه گامت‌ها و یاخته‌های تخمِ حاصل از لقاح گامت‌ها غیرطبیعی خواهند بود.

۶- در صورت جدا نشدن کروموزوم‌ها در میوز ۲ ، دو گامت و یاخته‌های تخم حاصل از لقاح آن‌ها طبیعی خواهند بود. از بین دو گامتِ دیگر ، یک گامت کروموزوم بیشتر و گامت دیگر کروموزوم کمتر دارد.

۷- گياه گل مغربى داراى گل‌هاى دوجنسى بوده و خودلقاحى انجام می‌دهد.

۸- در گامت‌های گیاه گل مغربی پلی‌پلوئید (۴n) کروموزوم‌های همتا وجود دارند.

۹- زاده‌هاى حاصل از خودلقاحى گياه گل مغربى تتراپلوئيدى : تتراپلوئيدى بوده و زايا است.

١۰- زاده‌هاى حاصل از دگرلقاحى گياه گل مغربى تتراپلوئيدى با يك گل مغربى ديپلوئيدى : ترى‌پلوئيد (٣n) بوده و نازا می‌باشد.

به بالای صفحه بردن