در چند بیت برای واژه‌های درون کمانک برابرهای درست مشخص نشده است؟‌ الف - زان دم که قرین محنت و افغانم هر لحظه ز هجران به لب آید جانم (رنج) ب - بحر، ساحل را امان یک‌ دم نداد هر زمان که پاره‌ای در خون فتاد (لحظه) ج - شبی که ماه مُراد از افق شود طالع بُوَد که پرتو نوری به بام ما افتد (بخت و اقبال) د - ز آب صافی او، غبطه می‌خورد کوثر به لطف روضۀ او، رشک می‌برد رضوان (رشک)

گزینه یک

یک

گزینه دو

دو

گزینه سه

سه

گزینه چهار

چهار

گزینه 1

در بیت (ج) طالع به معنی طلوع کننده و برآمده است و دراین جا به معنی بخت و اقبال نمی‌باشد.

به بالای صفحه بردن