مفهوم کنایه‌های «کمیتش لنگ بود، خشت زدن، سپر انداختن و باب دندان بودن» به‌ترتیب در کدام بیت‌ها آمده است؟ الف) نکردی تو این به که من کرده‌ام ب) ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها ج) خورشیدی و زرین طبق دیگ تو را پخته است حق د) هر چند پیر و خسته‌دل و ناتوان شدم ز گفتار بیهوده آزرده‌ام خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن مطلوب بودی در سبق طالب شدستی تو کنون هر گه که یاد روی کردم جوان شدم

گزینه یک

د - الف - ج - ب

گزینه دو

الف - د - ب - ج

گزینه سه

د - ب - الف - ج

گزینه چهار

د - الف - ب - ج

گزینه 4

کمیتش لنگ بود یعنی ناتوان بود / خشت زدن همان گفتار بیهوده است / سپر انداختن یعنی تسلیم شدن (در بیت گزینۀ «ب» اظهار تسلیم شدن و ناتوانی را با بیان این‌که اگر می‌خواهی بیا اگر نمی‌خواهی برو و دادن اختیار کامل به معشوق بدون هیچ چون و چرایی را می‌بینیم) / باب دندان بودن هم یعنی مطلوب بودن

به بالای صفحه بردن